بیجاریان همیشه کورد وعاشق عاشورا مطلب زیر را بادقت بخوانید تا مهاجران شونیسم ترک به نام مذهب فریبتان ندهند چرا که برای آنها ترک بودن مهم است نه شیعه بودن ؛ این مطلب برگرفته از سایت عربستان ترک Arabistan-Türk گرفته شده ، خودتان بخوانید وقضاوت کنید :
دین باوران ترک" در ایران را می توان به دستجات زیر تقسیم کرد. از این گروهها، دو مذهب جعفری و علوی قزلباشی از مصادیق "اسلام تورکی" بوده و در میان ملل غیرتورک دیده نمی شوند:
یک-جعفری: مذهب جعفری، قرائت ترکی شیعه دوازده امامی متشرعه از اسلام اورتودوکس است. سه فرق اصلی این مذهب با قرائت فارسی شیعه دوازده امامی متشرعه و یا مذهب امامی عبارت است از عدم اعتقاد مذهب جعفری به عصمت امامان شیعی، قائل نبودن به امتیازات صنف روحانی و در راس آنها ولایت فقیه و باور به لزوم جدائی دین از امور دولتی. تخمین زده می شود که اکثریت مطلق ترکان ایران بر این مذهب بوده باشند. جعفریان ترک در معرض تضییقات سیستماتیک جمهوری اسلامی قرار دارند.
دو-علوی: این گروه بازماندگان ترکان قزلباش در تاریخ است. "قزلباشی-بکتاشی" قرائت ترکی شیعه دوازده امامی متصوفه از اسلام هترودوکس است (در مقابل قرائت ایرانی-کردی شیعه دوازده امامی متصوفه که "اهل حق" نام دارد). فرق عمده مذهب علوی با شیعه دوازده امامی متشرعه، عدم اعتقاد علویان به شریعت اسلامی است. تخمین زده می شود که بین ١٠ تا ٢٠ در صد ترکان ساکن در ایران بر این مذهب بوده باشند. علویان ترک که در ایران با نامهای گوناگون (قیرخلار، قاراقویونلو، آبدال بیگ، صوفولار، شاملو، علی اللهی، سیر طالیبی، یئددیلر، قارداش، شاغی، آتش بیگ، ...) شناخته می شوند در سراسر آزربایجان و بخشهائی از خراسان پراکنده اند. اکثریت مطلق ترکان آزربایجانی به شمول همه طوائف تاریخی ترک مانند شاهسئوه¬ن، افشار، بیات، قاراقویونلو، بهارلو، قشقائی و .... ابتدائا بر این مذهب بوده اند. علویان ترک در معرض تضییقات سیستماتیک جمهوری اسلامی قرار دارند.
سه-سنی: ترکان سنی عمدتا در استان آزربایجان غربی (در اورمیه، سلماس، خوی، ... و اطراف آنها) و قسما در استان اردبیل و گیلان ساکن اند. رایج ترین نام آنها در استان آزربایجان غربی "کوره سوننی" است. تعداد ترکان سنی بین ١ تا ٣ درصد کل ترکان ساکن در ایران است. این دسته اکثرا شافعی و برخی حنفی، هر دو از مذاهب اسلام اورتودوکس اند. در خارج ایران ٣٠ در صد ترکان جمهوری آزربایجان و اکثریت مطلق ترکان آزربایجانی ترکیه سنی مذهب اند. سنیان ترک در معرض تضییقات سیستماتیک جمهوری اسلامی قرار دارند
بیجار کردستان برای همیشه کورد بوده وانسان باقی خواهدماند و هیچگاه شیوه جنایت کاران نژاد پرست (شونیسم ترک )را در پیش نخواهد گرفت

پلاکارد ترکی پارسال بر سر در فرمانداری شهر کورد نشین بیجار را شاید به یاد بیاورید که فرماندار سابق بیجار که خود از ترکهای ایران بود چگونه فریب پان ترکیسم مورد حمایت کشور انیرانی را خورد وهمین ناآگاهی سبب برکناری ایشان شد

فمنیسم در عاشورا بدعتی که اخیرا در بیجار به وجود آمده (شاید بدعت خوبی باشد چون همیشه زنها برای کشته ها گریه می کنند؛ و مردها بیشتر به راه شهیدان می اندیشند )
آنها که بیجاری هستند حتما نوحه های کوردی را به یاد دارند مشهورترینشان با دم نوحه (شیرین شه مامه ی نه وبه رم عه لی لای روله لای ---- خاک عاله م بی وه سه رم روله لای عه لی لای)بود نوشته زیر جهت مقابله با الیناسیون فرهنگی مردم کورد بیجار توسط ایادی کشورهای بیگانه نگاشته شده آنها که مذهب را وسیله اعمال نژاد پرستانه خویش کرده اند
نوشته زیر خارج از قواعد زبان کوردی نوشته شده است اما هرجا حرف (ه)بکار رفته کاربرد فتحه در عربی را دارد در ابتدای جملات نیز ازهمزه (ئ) به جای (الف) استفاده شده
نه وجوان گوم کردگم ئارام گیان گوم کردگم
ئه ی خوا صبری به وه م روح و ره وان گوم کردگم
ئه ی روله م دایه تم زحمه ت ئرای تو بردگم
تا تو راحت شو بخفی م شو نه خفی کردگم
نوجوان ئه ی اکبرم روله ئه ی نوثمرم
داغت سوزان جگرم خاک عالم وه سرم
دوریت کوشتیه گه م روله ی شه هیدم
ئه ی سه رو روان قطع بی ئو میدم
تو چیده مه یدان کوشریاید وه تیر
ته نت سه د چاک بی وه نه یزه وشمشیر
روله له داغت جر گم که واوه
صحرای کربلا س دوشمن خراوه
دوریت کوشتیه گه م روله ی شه هیدم
ئه ی سه رو روان قطع بی ئو میدم
غه م تو روله ئاگر دا گیانم
له کو په یا بکه م روله ی جوانم
روله داخ تو کردیه پیرم
داخت گرانه چه نی بگیرم
ئه سه له خه و ناز روله ی سالارم
قوت قلبم ئه ی علمدارم
دوریت کوشتیه گه م روله ی شه هیدم
ئه ی سه رو روان قطع بی ئو میدم
روله م بی تو جهرگم سوزیایه
کوفه وکربلا ماتم سرایه
روله جا م چه به م جواو سکینه
بی که س منیایه له ی سرز مینه
دوریت کوشتیه گه م روله ی شه هیدم
ئه ی سه رو روان قطع بی ئو میدم
سه حرای کربلا ماتم سرا بی
له داغ ئه زیز جه رگم سوزیا بی
ئرای یه تیمان جه رگم که واوه
نوا ده ی علی تیه نگ ئاوه
غه م مردنت بیه عالم گیر
چه به م جواو اسغر بی شیر
دوریت کوشتیه گه م روله ی شه هیدم
ئه ی سه رو روان قطع بی ئو میدم
تمام نوشته های من در پاسخ به پان ترکهاست نه مردم فهیم ترک
شنیدید روستای ایلانی هم تغییر هویت داده البته جای تعجب ندارد وگرنه علامت تعجب که مفت است !!!!!!!!!!!!می دانید چرا تعجب نمی کنم چون وقتی که( سوره به رد)در نزدیک زنجان تبدیل به سهروردشد وکسی چیزی نگفت باید روستای کورد نشین ایلانی چسبیده به بیجار هم تغییر هویت دهد البته بنا به سیاستهای پان ترکیسمی که از کشور آگر پادگان (یا به قول عربی آذربایجان)تغذیه وحمایت می شوند
یادم رفت بنویسم در حال حاضر بیشتر ساکنین روستای خالی از سکنه ایلانی (که تبدیل به پادگان سپاه شده )ترک هستند شاید منظور نویسنده وب زیر این بوده باشد!!!!! http://bijaraz.blogsky.com خودتان بخوانید وقضاوت کنید شاید من اشتباه کرده باشم و چون سالهاست نمی خواهم هیچ کس وهیچ نژتدی را سانسور کنم آدرس را دروب خویش نوشته ام
البته این نویسنده پان ترکیست همیشه کامنت های مرا پاک می فرمایند
خوب یکی از فرقهای من انسان کورد با یک پان ترکیست (نه ترک )شاید همین باشد
همه چیز از یک تلفن آغازشد ، وقتی که شدیدن ذهنم را متمرکز کتاب مسائل جهان سوم دکتر ساعی کرده بودم، تلفنی با شماره ای ناشناس اما با صدایی آشنای که به مراسم (روزی به یاد دیروز ) دعوتم می کرد، برنامه ای برای گردهم آوردن فارغ التحصیلان دبیرستان شهید بهشتی بیجار صدای آشنای یک دوست قدیمی(محمد مرادزاده ) که از من می خواست تا دراین مراسم شرکت کرده وکتابهایم را برای نمایشگاه همزمان مراسم با خود برده وهمچنین خود را برای شعر خوانی آماده نمایم
وقتی وارد سالن برگزاری گردهمایی شدم قبل از هرچیز در کنار درب ورودی اسناد ودفاتر مربوط به ریز نمرات ومشخصات دانش آموزان سالهای دورو نزدیک مدرسه بهشتی جلب توجه می کرد با نامهای گاه آشنا که در بعضی از این دفاتر به چشم می خورد ،پس از آن، آثار مکتوب برخی از دانش آموزان فارغ التحصیل دبیرستان که حالا خود به پایه استادی و حتی ریاست دانشگاه رسیده بودند بازدید این آثاررا هنوز به پایان نبرده بودم که چند دوست به استقبالم آمدند و( دور از چشم آنفلوآنزای خوکی) حسابی همدیگررا بوسیدیم ،اگرچه ساعت شروع برنامه 9صبح اعلام گردیده بود اما تا حدود ساعت 10 حتی فرماندارو رئیس آموزش وپرورش هم نیامده بودند چه برسد به چند روحانی که من تنها کوشایشان را می شناختم (به خاطر چند جلد کتابشان در باره بیجار ) اما هرچه که بود برنامه با مجری گری یک مجری وارداتی از شهرستان تکاب شروع شد(شاید از میان آنهمه فارغ التحصیل فرهنگ وادب کسی نمی توانست آنگونه خشک وکلاسیک چنین برنامه ای را اجرا نماید) وبعد از آغاز برنامه فرماندار بیجار جناب آقای نعمتی به ایراد سخن پرداختند واز کارهای انجام شده در زمان تصدی فرمانداری بیجار گفتند تا صبر من کم حوصله تمام شود واز وسط سالن ایشان را خطاب قرار داده :که بیلان کاری شما چه ربطی به مدرسه شهید بهشتی دارد وهمین سرآغاز اعتراض یکی دیگر از دوستان شد که همچون من وقت منظور شده برای وی را به دلایل ......(احتمالا شخصی) حذف کرده بودند ووقتی که ایشان هم وسط جلسه درخواست وقت نمودند چند نفر از آقایان برای اینکه آقای نعمتی فرماندار را خشنود سازند با حالتی عصبی به این دانش آموز دیروز دبیرستان شهید بهشتی ومعلم امروز شهرستان بیجار پرخاش نمودند (خدای ناکرده منظورم آقای سید شکری رئیس اداره آموزش پرورش بیجار نیست چرا که یک معلم آنقدر شعور دارد که با کسی همچون خود وحتی پایین تر از خود با احترام برخورد نماید تا چه برسد به رئیس اداره آموزش وپرورش) کسانی که انگار یک بچه مدرسه ای را خطاب قرار می دهند (ومن فکر کردم شاید می خواهند بگویند اگر ننشینی تورا از مدرسه اخراج می کنیم یا شاید هم می خواست بگوید آقای معلم تا والدینت را نیاوری نباید در جلسه حضور داشته باشی) به هرحال اعتراض ما نتیجه داد ودوست ما توانست وقتی برای ایراد سخنان خویش بگیرد(البته به درخواست فرماندار فهیم شهرکه اگر ایشان این اجازه را نمی دادند معلوم نبود که آقایان خوش خدمت چگونه می خواستند ما را از جلسه ای که دعوتمان کرده بودند بیرون بیندازند) اما تنها به خواندن شعری از مولوی یسنده نمود تا دست اندرکاران برنامه خود سانسور کرده متوجه شوند که این برنامه به جز دوشعر ار دوستان قدیمی، آقایان رحیمی رضوان وعلی همتیان – که اولین بار بود پس از 20 سال کار ادبیات در این استان نامشان را به عنوان شاعر می شنیدم-(هردو شعر به زبان کوردی وبسیار زیبا سروده شده بود)وصحبتهای آقای فریدونی مدیر سابق این دبیرستان چیزی نبود که بتواند یاران گذ شته را گرد هم آورد ؛ راستی نمی شد این مراسم به صورت تریبون آزاد برگزار می شد؟ (خدای ناکرده قصدم مخالفت با سیستم نیست واز دشمنانی که این نوشته را می خوانند خواهشمندم به قصد قربت به آن نگاه نمایند )شاید اگر دوستان هم دبیرستانی می آمدند وهر کس خاطره ای مگفت برنامه بسیار جذاب تر می شد وخاطرات دانش آموزی بسیار به ندرت رنگ وبوی سیاسی به خود می گیرد آنهم در شهر کوچک بیجار (منظورم این نیست که چند بار با من تماس گرفته شد تا شعر سیاسی نخوانم ومن هر بار جواب داده بودم من شعرهایم آموزشی !!!! است )هرچند که در بیجار این نه مسئولین امنیتی، بلکه خرده پاهای بادمجان دور قاپ چین هستند که دچار توهم توطئه هستند وبرای خود شیرینی حتی نام خود را نیز حاضرند سانسور نمایند امید آنکه خداوند توفیق اجرای برنامه ای بدون سانسور را دربیجار به انسانهای کوچک خود سانسور عنایت فرماید؛ به هرحال این برنامه با نارضایتی بیشتر مدعوین (من آمار نمی دانم )به پایان رسید ومن نیز دارم دوباره ذهنم رابیشتر از پیش روی کتاب مسائل ومشکلات جهان سوم دکتر ساعی متمرکز می کنم
الهم اخرجنا من اظلمات الوهم واکرمنی به نورالفهم
علیرضا قاسمی فر
دانش آموز سالهای دور دبیرستان شهید بهشتی بیجار
بیجار گروس در دوران هخامنشیان
کورش هخامنش در سال550 ق.م توانست آستیاگ پادشاه مادرا شکست دهد و سلسله هخامنشی رادر ایران تاسیس کند منطقه ماد سرزمین مرکزی ماد که گروس نیز جز آن بوده است تازمان داریوش اول 521 -486 ق.م همچنان به وسیله مادها اداره میشدتا اینکه داریوش در سرکوبی گئومات این ولایات راجز سرزمیت هخامنشیان گردانید هخامنشیان حدود دویست سال بر ایران حکومت کردند تا اینکه توسط اسکندر مقدونی از بین رفتند در دوران اوج خود قلمروشان به بیست ساتراپ تقسیم می شد که هرودت وقتی که آنها را نام می برد به جای اینکه نواحی تحت نفوذ هر ساتراپ را نام ببرد مردمان ساکن در آن ناحیه رانام میبرد که از جمله آنها ساتراپ دهم هخامنشی بود که آن را شامل مردمان پریکان و ازت کری میداند که در واقع نواحی همدان و سایر قسمتهای سرزمین ماد را شامل میشد برابر این تقسیم بندی منطقه بیجار گروس نیزجز ساتراپ دهم هخامنشان بود ه و برابر نوشتههای حسن پیر نیا اسبهای ممتاز و قالی در همدان و گروس در دوران هخامنشیان به طور فراوان وجود داشته است و اسب ها و قالیهای این دو ناحیه در کشور مشهور بوده اند که شهرت قالیهای گروس از مرزهای ایران گذشته و در دوره های اخیر نیز در شمار قالیهای بسیار مستحکم و معتبر جهانی قرار گرفته است حال با استناد به این مدارک و آثار بر ما روشن می گردد که گروس در دوران هخامنشیان نیز مانند دوران مادها از مراکز مهم اقتصادی و کشاورزی غرب ایران بوده است هر چند که از اهمیتش نسبت به دوران مادها کاسته شده و آن توجه ای که شاهان ماد به دلیل موقعیت ویژه اش قرار گرفتند در مرز بین دو پایتخت ماد نسبت به آن داشتنددیگر در دوران هخامنشی از آن توجه خبری نبود و با دور شدن پایتختها از منطقه گروس روز به روز از اهمیت منطقه کاسته شده است
نوشتن درباره آموزش وپرورش ومشکلات آن در چند ساله اخیر بسیار چشمگیر بوده است اما اینکه مسئولین چگونه با مسائل مطروحه برخورد می نمایند به خود آنها مربوط است نه معلمی که تمام سرمایه وابزاراو فکر وقلمش است چرا که معلم تنها می تواند آگاهی ببخشد وچون هدف از این نوشته آگاهی بخشیدن است از تکرار صحبت بزرگان علم تعلیم وتربیت خود داری می نمایم وتنها به بیان دو مساله در رابطه با آموزش وپرورش استان کردستان بسنده می کنم:
1.نخستین مساله ای که چندیست ذهنم را می آزارد تشکیل کلاسهای چندپایه در مدارس تهران _ نه ببخشید مدارس کردستان _ است این نوع کلاس داری بسیار به صرفه است!!به عنوان مثال یک دبیر ریاضی در یک ساعت درسی باید 3درس ریاضی در 3پایه متفاوت را تدریس کند ؛ باتوجه به تجربه چند ساله دراین زمینه وبازدهی مطلوب آن!!!دراستان کردستان ونیز باتوجه به سال اصلاح الگوی مصرف از دست اندرکاران آموزش وپرورش استان خواهشمند است جهت صرفه جویی در کلیه هزینه های آموزشی (تعدا کلاس ،تعداد معلمان ،تعداد مدارس و.....)روش کلاس داری چند پایه را به وزارت خانه متبوع پیشنهاد نموده تا اینگونه کلاس داری در پایتخت ودیگر شهرهای بزرگ ایران عزیز هم اجرایی شود چراکه با صرفه جویی درهزینه مدارس شهرهای بزرگ مبالغ هنگفتی به دست می آید که می توان آن را در در امور خیریه (کمک به نیازمندان ،مستضعفین ، و....)صرف نمود تا ایران ما لبریز از عدالت اجتماعی ،واقتصادی ،وفرهنگی و.....داشته باشیم .
2.ایمان بیاورید که در این گوشه کوچک از ایران (مدرسه شهید مطهری روستای کومایین)آموزش وپرورش دچار تحولی بزرگ گردیده است ؛ در دور اول انتخابات ریاست جمهوری احمدی نژاد (که من از احمدی نژاد حمایت می کردم )شایعه جدا کردن زن ومرد در خیابانها توسط رئیس جمهور مطرح شد ومن بسیار ناخرسند شدم واین موضوع را شایعه ای بیش نمی دانستم وطرح این موضوع را توطئه دشمن می پنداشتم والحق اینگونه نیز بود واگر چه در دوره نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد در مقابل این شایعه عکس العملی را ندیدم اما در همین چند ماهه اخیر دوران دوم ریاست جمهوری وی برای اثبات دروغ بودن این موضوع اقداماتی صورت گرفته از جمله برگزاری کلاسهای مختلط در مدارس استان کردستان با 35 نفر دانش آموز در یک کلاس که 5 نفر آنها دختر (ببخشید خواهر)و30 نفر پسرهستند واز شانس بد من معلم (چون اینان دانش آموز قرن 21 هستند) حتی به اینترنت هم دسترسی دارند تا چه برسد به ویدئویی که درزمان دانش آموزی من داشتن آن از دیدگاه پدرم حرام بود وهر انسان عاقلی می داند که این دانش آموزان با ویژگیهای جسمی که دارند - ببخشید امکان قراردادن عکس در پاورقی!!!!را ندارم – چه چیزهای را از رسانه های ارتباطی آموخته اند، البته بعضی از این مدارس ضمیمه دبیرستان هم دارند که خود برای اثبات دروغ شایعه پردازان دلیل محکمتری می تواند باشد ؛ طرح این مساله نه به دلیل مختلط بودن کلاسهای درسی بلکه به دلیل برنامه ریزی کارشناسی نشده وکارشناس ارشد تایید نکرده !!!دراین قضیه است ، دانش آموزی که تا سال سوم دریک محیط کاملا یک جنسیتی رشد کرده به یکباره (یهو)در شرایط سنی بحرانی (نزدیک شدن به سن بلوغ وحتی سن بلوغ (باز هم از نبود عکس متاسفم )در وضعیتی کاملا متفاوت قرار می گیرد و تو خود حدیث مفصل بخوان ...(.البته اگر اضافه کار نداری)در پایان خواهشمندم با بیان کنترل اجتماعی جوامع کوچک با فرهنگ ایلاتی درفکر پاسخ دادن به این نوشته نباشید
علیرضا قاسمی فردبیر علوم اجتماعی
بری اطلاع بیجاریهایی که نسبت به مهاجرت پان ترکها به شهرمان خوش بینند
همه چیز از تابستان 1914 میلادی یعنی آغاز جنگ جهانی اول شروع شد. همین زمان است که عثمانی به آلمان می پیوندد و در خیل متحدین قرار می گیرد. جنگ جهانی است و باید هرچه سریعتر موضوع ارامنه را حل کرد. ارامنه به تدریج نوای استقلال طلبی سر داده اند اما هیچ حامی خارجی قدرتمندی ندارند و حتی بعضی دول نظیر آلمان، که متحد نزدیک عثمانی بود به شدت با این جدایی مخالف بود. همین آلمانها بعدها در این کشتارها به سران عثمانی کمک نیز می کردند! جهان نیز درگیر جنگ جهانی است، پس هیچ کسی نمی تواند ندای مخالفت را سر دهد. در آن زمان ترکان جوان تحت کمیته اتحاد و ترقی ، زمام امور را در دست داشتند . سه تن از رهبران اصلی این حزب به نامهای محمد طلعت پاشا وزیر اعطم وقت ترکیه ، اسماعیل انور پاشا وزیر جنگ و احمد جمال پاشا که اندیشه های پان ترکیستی نژاد پرستانه و گرایش به آلمان داشتند، در راس امور قرار گرفتند . طلعت پاشا با کمک یاران خود در "تشکیلات مخصوصه" که سازمان پلیس مخفی عثمانی بود به مطالعه امکان اجرای این طرح نشست و سر آخر به مدیریت بهاء الدین شاکر که آن زمان عضو کمیته مرکزی "اتحاد و ترقی" و مسئول شاخه سیاسی "تشکیلات مخصوصه" بود، توانست آن را به اجرا درآورد.
انهدام کامل نژاد ارمنی توسط این کمیته و بویژه سه شخص فوق به شکلی دقیق ، برنامه ریزی شده و محرمانه طرح ریزی شد . هر چند که این کشتار ها در سال های 1915 و 1916 ادامه داشت، لیکن در روز 24 آوریل 1915 بدستور دولت عثمانی حدود 300 نفر از رهبران، روحانیون، اندیشمندان، نویسندگان و سیاستمداران ارمنی دستگیر شده و پس از انتقال به کشتارگاه همگی آنها بجز اسقفی به نام کومیتاس ( او نیز هوش و هواس خود را در اثر آنچه که دیده بود ، از دست داد) بطرز فجیعی سلاخی شدند و این سرآغاز قتل عام بود. همچنین در همان روز حدود 5000 نفر از ارامنه استامبول در کوچه ها و منازلشان به قتل می رسند.
پس از آن بود که سربازان ارمنی در جبهه های جنگ را خلع سلاح کرده و پس از انتقال آنان به گردان های بیکاری در پشت جبهه (راه سازی و خدمات) آنان را گروه گروه به قتل رساندند . رهبران و کسانیکه توانایی هدایت و رهبری مردم را داشتند به قتل رسیدند ، مردان و کسانیکه نیروی مقاومت جامعه ارمنی محسوب می شدند نیز در ارتش کشته شدند. حالا دیگر دولت بزرگ عثمانی مانده بود و ملت بی دفاع ارمنی بدون هیچ رهبر و مغز متفکری. دیگر چه چیز می توانست مانع اجرای سیاست ضد بشری آنان گردد ؟ بهانه ترکان عثمانی حمایت ارامنه از دولت روسیه بود اما آیا این دلیل قانع کننده ای است؟ سیاست نژآد پرستانه ضد ارمنی عثمانی از زمان سلطان عبدالحمید اوج گرفت، آیا در آن زمان هم جنگی بود که روس ها حامی ارامنه شوند؟ همانطور که گفته شد ارامنه به دلیل عدم اطاعت از پاپ همواره قومی مهجور در مقابل دیگر مسیحیان بودند. پس چه جایی برای حمایت باقی می ماند؟ ارامنه از نخستین اصلاحگران بودند. این اصلاحگرایی ارامنه در ایران نیز وجود داشت. رهبران بسیاری از احزاب و گروه های مشروطه خواه ایرانی از ارامنه بودند، آیا فقط دو میلیون ارمنی که تحت قیومیت ترکان عثمانی بودند ندای حمایت از روس ها را سر می دادند؟ چرا چنین منش و رفتاری در قبال اقلیت ارمنی ایران، که بزرگترین اقلیت مذهبی ایران را شامل می شدند، مشاهده نشد؟
برای دیدن تصاویر تاریخی این قتل عام کلیک کنید
برگرفته از وب بیجار آذربایجان
برای اولین بار درشماره 3 نشریه چنلی بئل (ویژه نامه آذربایجان غربی) به چاپ رسیده ،....
جمعیت نیمه شرقی استان کردستان(منطقه گروس) شیعه مذهب بوده و اکثرا ترک زبان میباشند. ترک زبانان منطقه گروس در 8 نقطه شهری و 400 روستا در شهرستانهای ((بیجار گروس)) و ((قروه گروس)) ساکن هستند. در حال حاضر آمار دقیقی از ترکهای منطقه گروس وجود ندارد اما ترکهای بیجار گروس در همه دوره ها نماینده ترک زبان روانه مجلس نموده اند....
درپاسخ:
نویسنده این مقاله انگار خیلی شوت تشریف دارند (تمام نوشته های من در پاسخ به پان ترکهاست نه ترکهایی که درفکر خدمت به فرهنگ ایرانی آریایی هستند)شاید بهتر بود این پان ترکیست نام نمایندگان ترک بیجار را هم می نوشت تا سیه روی شود هرکه دراو غش باشد
همه بیجاریها می دانند که یک نماینده ترک بیشترآن هم در دوره انقلاب اسلامی از بیجار وحسن آباد یاسوکند به مجلس راه پیدا نکرده است وهمه مردم هم او را به خوبی می شناسند
اما پان ترکیست نویسنده این مطلب نمی دانم چگونه
آیت الله حسینعلی رحمانی نماینده دو دوره مجلس را ترک می دانند مردم بیجار به خوبی ایشان را به یاد دارند -البته شاید ترکهای تازه به بیجار آمده ایشان را نشناسند -
من هنوز هم با نوادگان ایشان در تماس هستم (البته آنها درسنندج زندگی می کنند )و کرد بودن ایشان برای همه اظهرمن الشمس است
آقای محمود نیازی با خانواده مشهورشان دربیجار همه می دانند که این خانواده شاید یک کلمه ترکی هم ندانند
آقای مرتضی زرین گل که هنوز هم به کار بردن واژگان اصیل کردی بیجار را مهم می داند
چگونه تغییر نژادی یافته است نمی دانم
آقای محمد محمد رضایی عضو فراکسیون کردهای مجلس هم لابد عضو فراکسیون ترک بوده است وما نمی دانستیم
آقای بهمن مردانیا را که خدایا شکر نماینده همین دوره اخیر هستند وهمه با ایشان آشنایند ومدرکی مستدل تر از وجود وزبان خودشان نمیتوان ارائه دادو....
البته اینهای را که نوشتم برای خوانندگان عاقل نوشته ام آنهایی که هنوز تعصب وجهالت قدرت اندیشه اشان را ضایع نکرده است چون می دانم برای پان ترکیستها مدرک مهم نیست این دروغهای احساسات برانگیزاست که می تواند دریک پروسه تاریخی خود تبدیل به سندی شود برای آیندگان بی مدرک اما همین جوابها هم درراستای ضد پاتک این سند سازی نوشته شده است زنده باد ایران بژی کوردستان
دفتر نمره های مظلوم
دنیای معاصر ما به دلیل وجود وسایل ارتباط جمعی پیشرفته دنیای تغییرات سریع است دنیایی که با پیدایش کوچکترین دگرگونی در کوچکترین عنصر آن می تواندتغییری همه جانبه را در همه جای جهان به دنبال داشته باشد؛چراکه ((جامعه تاریخ است زیرا دائما در حال حرکت تاریخی است ،خود را دگرگون می کند وپیوسته در حال دگرگونی ساختن خود،اعضایش،محیطش وسایر جوامعی است که با آنها در ارتباط است ...تمام جوامع ، چه به صورت ناگهانی وچه به گونه ای آرام یا نا محسوس ،هر روز تغییراتی را که کم وبیش با گذشته اش هماهنگی داشته وطرح ومسیر کم وبیش مشخصی را تعقیب می کنند به خود می بیند))تغییرات اجتماعی، گی روشه ،منصور وثوقی،ص15
در این میان نمی توان نقش کارگزاران تغییرات را نادیده گرفت کسانی که تغییرات بر اثر تفکر آنها به وجود آمده آنانی که سعی در توسعه وپیشرفت جامعه بشری دارند وارائه راهکارهای نوین را راهی برای رسیدن به اهداف خویش می دانند ((عده ای که در نقش مبشرین ایده ها،نوآوریها وارزشهای جدید هستند ))همان ،ص31
انچکه باعث نوشتن این مطلب گردیده لزوم توجه به تغییرات دوران معاصر در سیستم آموزش وپرورش همگام با تغییرا اجتماعی است زیرا ((پاره ای از مربیان معتقد به پیروی مدرسه از جامعه می باشند .به نظر انها مدرسه باید تغییرات را بپذیردو وضع خود را از لحاظ برنامه، هدف، روش آموزش وسازمان با تحولات اجتماعی تطبیق دهد ))اصول فلسفه تعلیم وتربیت ،علی شریعتمداری،ص99
ودر این میان نقش عاملین تغییر در آموزش وپرورش اهمیتی چند برابر می یابد چرا که عدم توانایی در تشخیص امور می تواند نتایج غیر قابل جبرانی را به بار آورد امروزه سرعت دگرگونیها اجازه استفاده از روشهای آزمایش وخطا را از ما گرفته وپافشاری بر این امر نتیجه ای جز واپسماندگی فرهنگی را به دنبال نخواهد داشت ؛ حال این پرسش مطرح است که در دورانی که ((فرایند آموختن در واقعیت وبه همراه آن صورت پذیر است ...آنچنانکه هر سازمان آموزشی می تواند خود خزانه ای از دانستنیها ی عینی وملموس را دراختیار داشته با شد))جامعه شناسی ارتباطات،باقر ساروخانی ،ص176
ایجاد تغییر ی سنتی در اجزائ یک عنصر کوچک آموزشی راهی به سوی توسعه آموزش است یا فاجعه ؟ هنگامیکه ((بیشتر صاحب نظران علوم تربیتی – باوجود تفاوت آرا – روی این نکته اصلی اتفاق نظر دارند که هدف غایی آموزش ،کسب دانش است )) برنامه ریزی درسی ،الف لوی ، فریده مشایخ ص8
تغییر ظاهری دفاتر حضور وغیاب دانش آموزان در مدارس چه کمکی به کسب دانش در مدارس استان کردستان می نماید؟ مدارسی که با مشکلات عدیده آموزشی وامکانات آموزش مواجه اند به نظر می رسد مسئولین آموزش راهنمایی سازمان آموزش وپرورش کردستان تنها در جهت رفع تکلیف ویا ابراز وجود وخودی نشان دادن که در سازمان بیکار ننشسته اند این گونه تغییرات را برنامه ریزی کرده باشند نه در جهت رشد آموزش در مدارس چرا که اگر غیر از این می بود باید مسائل روز آموزشی در این تغییرات لحاظ می شد در حالیکه این تغییرات گاه در پارادوکسی آشکار با علم روز نیز هستند که در ذیل به چند مورد آن اشاره خواهد شد :
1. اضافه نمودن برگه گروه بندی کلاسی ناشی از عدم آگاهی مسئولین امر به مسائل آموزشی می باشد چرا که آموزش مدرن ما را بهسوی تدریس مشارکتی سوق می دهد ، روشی که در آن با ایجاد گروه های فعال دانش آموزان برای یادگیری مفاهیم در کلاس مشارکت کرده وخود فعالانه در یادگیری یاریگر هم می شوند،نکنه مهم دراین روش این است بر خلاف گروه بندی های کلاسیک اساس گروه بندی در این روش بر اتفاقی بودن وتغییر در گروه بندی است در حالیکه برگه گروه بندی دفتر نمره های مدارس دبیران را مجبور به گروه بندی ثابت می کند که این مساله با مسائل آموزشی نوین ددر تضادی آشکار است
2. در مورد برگه های حضور وغیاب دآنش اموزان که در این دفاتر در نظر گرفته شده این پرسش پیش می آید که بررسی حداقل 30 برگه حضور وغیاب در 45 دقیقه ساعت درسی علوم اجتماعی چه میزان زمان لازم است ؟یا اگر مدرسه ای دارای 17 کلاس درسی باشد _ راشدین نایسر_ودرهر کلاس حداقل 30 دانش آموز وجود داشته باشند برای بررسی حضور وغیاب این تعداد دانش آموز در 3 تا 6 ساعت آموزشی چند ساعت وقت لازم است ؟ لطفا پر تقال فروشها را پیدا کنید !!!!هرچند که مدارس برای پیدا کردن جواب این مساله روشهای حضور وغیاب سالهای گذشته را در پیش گرفته اند – می توانید از مدارس بازدید نمایید -
3. به نظر نگارنده تنها نکته مثبت تغییرات دفتر نمره های بی زبان !!!اضافه شدن برگه یاد داشت دبیران است که از بی نظمی یاد داشتهای دبیران وکاغذ های اضافی در دفتر نمره ها جلوگیری می کند
علیرضا قاسمی فر
دبیر آموزش وپرورش ناحیه یک سنندج
روژهه لات ٧دی ١٣٨٧ شماره ۴
خوب است وارد یک فاز تاریخی شویم. تا پایان دوره قاجارها، چیزی به اسم قومیت در ایران، احساس نمی شد، در ایران اقوام مختلف زندگی می کنند. این یک واقعیت است که کمتر به آن اشاره می کنند. شما روندی تاریخی از این موضوع را برای ما بگویید. در دوره قاجارها چه اتفاقی افتاد؟ در دوره پهلوی چه اتفاقی افتاد و بالاخره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ما چه روندی را شاهد بودیم. پیشنهاد می کنیم که اینها را تفکیک کنید و بیشتر توضیح بدهید تا مسائل روشن تر شود.
به نظر می رسد که یک اتفاق مهم بعد از دوره صفویه در ایران رخ می دهد و آن اتفاق این است که بعد از جنگ چالدران، مرزهای سیاسی کشور با مرزهای فرهنگی انطباقشان را از دست می دهند.
لطفامصاحبه آقای احسان هوشمند را در ادامه بخوانید
نظرات ()